ابو القاسم راز شيرازى

121

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

منتهى مىشود ، و معلومات طبقهء اوّل ، نفاد « 38 » ندارد ؛ زيرا كه اوّل ، به موهبت است و ثانى ، به كسب ؛ چنان‌كه اين معنى را در مثال آورده‌اند كه : شخصى ديد كسى را بركه‌اى است كه بذل آب مىنمايد ، و خلق را سيراب مىكند . شوق حاصل كرد كه او نيز بركهء آبى سازد و بذل نمايد . پس چنين كرد ، و آن‌قدر آب به مردم داد كه بركه خالى شد . مراجعت به صاحب بركهء سابق نمود ، ديد مشغول است به سقايت خلق ، تعجّب نمود و سؤال كرد كه سرّ اين كار چيست ؟ از او جواب شنيد كه : من بركهء خود را آن‌قدر حفر كرده‌ام كه به آب بحر متّصل است و آب او نفاد ندارد . پس علم ، مادام كه كسبى است تمام مىشود ، امّا اگر بركهء باطن را به تيشهء رياضات و طاعات ، چنان پاك كرد كه به بحر توحيد متّصل گشت ، علوم و حكم و مواعظ او را نفاد نيست ؛ زيرا كه گفته‌اند : « هر چيز به بذل تمام مىشود به‌جز علم ، كه به بذل زياد مىشود » ؛ اگر نبع « 39 » آن از منبع الهى است نه صور و نقوش ذهنيّهء مكتسبهء بىفايدهء زائله . بعد مىفرمايد كه : حضرت « عيسى بن مريم » عليهما السّلام فرموده كه : « مجالست كنيد كسى را كه رؤيت و لقاء او ، شما را به ياد حقّ تعالى آورد ، چه رسد به كلام او » . زيرا كه سيماى اهل ولايت و اهل اللّه ، دليل است بر صدق و اخلاص باطنى ايشان با حقّ تعالى ، و التزام به طاعات ظاهرى ؛ كما قال اللّه تعالى : تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً . . . سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ « 40 » . و از اهل عصمت عليهم السّلام وارد است كه : « انّ شيعة علىّ شعث غبر ، خمص البطون ، ذبل الشّفاه ،

--> ( 38 ) - سپرى شدن و به آخر رسيدن ، نيست شدن ( 39 ) - بيرون آمدن و جوشيدن آب از چشمه ( 40 ) - . . . آنان را در حال ركوع و سجود ، بسيار بنگرى . . . در رخسارهء ايشان نشانه‌هاى سجده پديدار است . . . : سورهء 48 آيهء 29